دفاع مقدس در قاب روایت

🕒 آخرین به روز رسانی این صفحه: 8 مهر 1405

دفاع مقدس تنها بخشی از تاریخ معاصر ایران نیست؛  بلکه بخشی از حافظه اجتماعی جامعه است. اما برای نسلی که جنگ را تجربه نکرده، شناخت این دوره تاریخی عمدتاً از مسیر روایت‌هایی شکل می‌گیرد که خانواده، آموزش، فرهنگ و به‌ویژه رسانه‌ها ارائه می‌کنند. لذا مسئله امروز فقط «حفظ یاد دفاع مقدس» نیست؛ مسئله مهم‌تر، چگونگی روایت آن برای مخاطب امروز و فردا است.رسانه‌ها در این میان نقشی فراتر از انتقال اطلاعات دارند. آنها با انتخاب سوژه‌ها، شخصیت‌ها، تصاویر، واژه‌ها و زاویه‌های روایت، به گذشته معنا می‌دهند و میان تجربه تاریخی و مخاطب امروز و آینده ارتباط برقرار می‌کنند. به همین دلیل، نحوه روایت دفاع مقدس می‌تواند در میزان ارتباط نسل‌های جدید با ارزش‌های آن نیز اهمیت داشته باشد.

ارزش‌ها زمانی ماندگار می‌شوند که روایت شوند

ایثار، فداکاری، مقاومت، شجاعت، همدلی، مسئولیت‌پذیری و ازخودگذشتگی، مفاهیم نظری و عملی هستند که درعرصه دفاع مقدس بارها تجربه وتکرار شده‌اند. امروز هم  این ارزش‌ها صرفاً با تکرار به نسل جدید منتقل نمی‌شوند. بلکه یک ارزش زمانی برای مخاطب قابل درک‌تر می‌شود که در قالب یک تجربه انسانی روایت شود.برای مثال “ایثار” را می‌توان در یک تعریف کوتاه توضیح داد؛ اما روایت زندگی رزمنده‌ای که از خانواده خود جدا شده، مادر یا همسری که سال‌ها چشم‌انتظار بوده، پزشکی که در شرایط دشوار به مجروحان خدمت کرده،دانشجو ، دانش آموز و طلبه ای که کلاس درس و بحث را رها کرده و میدان نبرد مشغول مبارزه بوده، یا مردمی که امکانات محدود خود را با دیگران تقسیم کرده‌اند، می‌تواند همان مفهوم را به تجربه‌ای ملموس و نزدیک تبدیل کند.

دفاع مقدس فقط در خط مقدم اتفاق نیفتاد

یکی از ظرفیت‌های مهم در روایت رسانه‌ای دفاع مقدس، توجه به ابعاد اجتماعی و انسانی آن است.جنگ فقط در میدان نبرد رخ نداد. پشت جبهه نیز جامعه‌ای درگیر جنگ بود؛ خانواده‌ها، زنان، کودکان، پزشکان، دانشجویان،دانش آموزان ،طلاب ،پرستاران، معلمان، کارگران، امدادگران و بسیاری دیگر هرکدام بخشی از تجربه آن دوران را شکل دادند.روایت این تجربه‌ها می‌تواند تصویر گسترده‌تری از دفاع مقدس ارائه کند.خاطرات یک کودک از روزهای جنگ، تجربه یک پرستار در بیمارستان، روایت یک خانواده از انتظار، یا خاطرات مردم مناطق مرزی، فقط خاطرات شخصی نیستند؛ بخشی از حافظه اجتماعی یک دوره تاریخی‌اند.

با نگاه از این زاویه، رسانه می‌تواند دفاع مقدس را از یک روایت صرفاً نظامی به یک روایت اجتماعی و فرهنگی تبدیل کند.

نسل جدید، زبان رسانه‌ای جدید می‌خواهد

 دنیا ومحیط رسانه‌ای امروز با گذشته تفاوت جدی دارد. مخاطب جوان بخش قابل توجهی از اطلاعات خود را از رسانه های اجتماعی، ویدئوهای کوتاه، پادکست‌ها، صفحات شخصی و محتوای تعاملی دریافت می‌کند.بنابراین، چالش اصلی الزاماً تغییر ارزش‌های دفاع مقدس نیست؛ بلکه تغییر زبان روایت این ارزش‌هاست.روایتی که برای تلویزیون طراحی شده، لزوماً همان اثربخشی را در رسانه ها و شبکه های اجتماعی ندارد. یک خاطره طولانی ممکن است در قالب یک مستند مناسب باشد، اما در فضای رسانه اجتماعی باید به بخش‌های کوتاه، جذاب و قابل دنبال کردن تبدیل شود. و البته این تحول به معنای سطحی شدن روایت نیست؛ بلکه به معنای شناخت منطق هر رسانه و انتخاب قالب متناسب با آن و مخاطبان آن می باشد.

از مخاطب به مشارکت‌کننده

رسانه‌های اجتماعی یک تغییر مهم ایجاد کرده‌اند. مخاطب امروز فقط دریافت‌کننده محتوا نیست؛ می‌تواند روایتگر نیز باشد.رزمنده می‌تواند خاطره خود را منتشر کند. خانواده شهید می‌تواند اسناد و تصاویر خانوادگی را به اشتراک بگذارد. پژوهشگر می‌تواند یک سند تاریخی را توضیح دهد و مخاطب جوان می‌تواند درباره آن پرسش مطرح کند.به این ترتیب، روایت دفاع مقدس می‌تواند از یک جریان یک‌سویه به یک فرایند مشارکتی تبدیل شود.در چنین محیطی، رسانه می‌تواند نقش تسهیل‌گر روایت‌های اجتماعی را ایفا کند؛ یعنی به جای آنکه فقط تولیدکننده روایت باشد، زمینه ظهور و انتشار روایت‌های مستند، متنوع و معتبر را نیز فراهم کند.

چالش مهم؛ تکرار در روایت

یکی از مسائل قابل توجه در روایت رسانه‌ای دفاع مقدس، خطر تکرار است.تکرار مداوم یک تصویر، یک شخصیت، یک جمله یا یک الگوی داستانی ممکن است به تدریج از ظرفیت ارتباطی روایت بکاهد. این مسئله به معنای کنار گذاشتن روایت‌های موجود نیست؛ بلکه ضرورت کشف زاویه‌های جدید را نشان می‌دهد.یک شخصیت و قهرمان دفاع مقدس را می‌توان فقط از منظر نقش نظامی او روایت نکرد. زندگی خانوادگی، روابط اجتماعی، دغدغه‌های شخصی، تصمیم‌های دشوار و تجربه‌های انسانی او نیز می‌توانند موضوع روایت باشند.در بسیاری از موارد، مخاطب ابتدا با انسان ارتباط برقرار می‌کند و سپس با ارزشی که در رفتار او آشکار شده است.

عاطفه در کنار آگاهی

روایت دفاع مقدس بدون احساس و عاطفه ممکن است به مجموعه‌ای از اطلاعات تاریخی تبدیل شود؛ اما روایت صرفاً عاطفی نیز ممکن است از ظرفیت آموزشی و تحلیلی خود فاصله بگیرد.رسانه نیازمند تعادل میان احساس و آگاهی است.روایتی خوب است که بتواند مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد، اما هم‌زمان او را به شناخت، پرسش و تفکر نیز دعوت کند. استفاده از اسناد، تصاویر آرشیوی، تاریخ شفاهی و روایت‌های دست اول در کنار داستان‌پردازی می‌تواند به ایجاد چنین تعادلی کمک کند.در این شرایط، مدیریت روایت جایگاه خاصی پیدا می‌کند. انتخاب راوی، شناخت مخاطب، انتخاب پلتفرم، قالب ارائه، زمان انتشار و نحوه تعامل با مخاطبان، همگی بخشی از مدیریت روایت هستند.

از حفظ خاطره تا ساختن گفت‌وگو

شاید مهم‌ترین وظیفه رسانه در قبال دفاع مقدس فقط جلوگیری از فراموشی نباشد؛ بلکه ایجاد امکان گفت‌وگو درباره آن باشد.نسل امروز باید بتواند درباره آن دوران سؤال کند، روایت‌های مختلف را بشنود، تجربه‌های انسانی جنگ را بشناسد و نسبت میان ارزش‌های آن دوره و مسائل جامعه امروز را بررسی کند.ارزش‌ها و فضایل بزرگی مانند ایثار،فداکاری ،مسئولیت‌پذیری، همدلی، و مشارکت اجتماعی محدود به یک دوره تاریخی نیستند. آنچه تغییر می‌کند، زمینه و زبان بیان آنهاست.از این منظر، مسئله رسانه لزوما این نیست که بیشتر درباره دفاع مقدس سخن بگوید؛ بلکه باید بتواند بهتر روایت کند.

و طبیعتاروایتی که واقع بینانه، مستند، متنوع و متناسب‌ با زبان رسانه‌های امروز باشد، امکان بیشتری برای برقراری ارتباط میان نسل‌ها فراهم می‌کند. باید بدانیم دفاع مقدس و ارزش های آن زمانی در حافظه اجتماعی ماندگارتر خواهد بود که از یک “خاطره تاریخی” به یک “گفت‌وگوی اجتماعی” تبدیل شود؛ گفت‌وگویی درباره انسان‌هایی که در شرایط خطرانتخاب کردند، مسئولیت پذیرفتند، فداکاری کردند و تجربه‌ای را رقم زدند که هنوز می‌تواند موضوع شناخت، پرسش و تأمل نسل امروز باشد.

فی الجمله این که شاید امروز پرسش اصلی از رسانه این نباشد که چقدر از دفاع مقدس روایت کرده است؛ پرسش مهم‌تر این است که آیا توانسته است مخاطب امروز را با انسان‌ها، تجربه‌ها ، ارزش‌ها و افق های آن دوران وارد گفت‌وگو کند؟

یادداشت: دکتر حسن فارسی جوکار-عضو هیئت علمی دانشگاه علم و فرهنگ

دکمه بازگشت به بالا