نورگون؛ آیینی که میتواند به فرصتی برای رونق گردشگری فرهنگی تبدیل شود
نتایج پژوهشی در دانشگاه علم و فرهنگ نشان میدهد؛ رونق گردشگری آیینی در مازندران، بیش از تبلیغات و جذب گردشگر، به مشارکت مردم محلی، برنامهریزی منسجم و حفاظت از اصالت آیینها وابسته است.
به گزارش روابط عمومی دانشگاه علم و فرهنگ، در ارتفاعات آمل و در روستای نوا، آیینی برگزار میشود که شعلههای آتش در آن یادآور روایتی اسطورهای از پیروزی فریدون بر ضحاک است. «نورگون» یا «نورگهون» که نام آن به شعلهور شدن بوتههای گون اشاره دارد، بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی مردم این منطقه است؛ آیینی که میتواند فراتر از یک مراسم محلی، به فرصتی برای معرفی فرهنگ بومی و رونق گردشگری روستایی تبدیل شود.
اما تبدیل چنین آیینهایی به جاذبه گردشگری، فقط با معرفی آنها و افزایش شمار بازدیدکنندگان محقق نمیشود. اگر برنامهای برای مدیریت حضور گردشگران، مشارکت جامعه میزبان و حفاظت از شیوه برگزاری و معنای آیین وجود نداشته باشد، افزایش توجه عمومی حتی میتواند به تضعیف همان میراثی منجر شود که قرار است معرفی و حفظ شود.
نتایج یک پژوهش دانشگاهی درباره آیین نورگون در روستای نوا، با تمرکز بر همین مسئله، الگویی برای توسعه گردشگری آیینی در مازندران ارائه کرده است. این پژوهش که در قالب رساله دکتری منا سادات و راهنمایی دکتر مهدی باصولی عضو هیئت علمی دانشگاه علم و فرهنگ انجام شده، نشان میدهد؛ موفقیت چنین رویدادهایی به مجموعهای از عوامل از ظرفیتهای فرهنگی و طبیعی منطقه و همراهی نهادهای مسئول گرفته تا مشارکت مردم، زیرساختهای مورد نیاز و هماهنگی میان برگزارکنندگان وابسته است.
بر اساس یافتههای این پژوهش، شرایط محلی و فرهنگی نقش مهمی در شکلگیری راهبردهای اجرایی دارند و این راهبردها نیز تعیینکننده میزان دستیابی به پیامدهای توسعه گردشگری هستند. به بیان ساده، صرف برگزاری یک جشن یا جذب گردشگر برای ایجاد رونق پایدار کافی نیست؛ باید مشخص باشد چه نهادی مسئول هماهنگی است، مردم منطقه چه نقشی در تصمیمگیری و اجرا دارند، خدمات مورد نیاز چگونه تأمین میشود و منافع حاصل از حضور گردشگران چگونه به جامعه محلی بازمیگردد.
این پژوهش با مصاحبه با ۱۶ نفر از ذینفعان و بررسی دیدگاه ۱۱۰ نفر در مرحله کمی انجام شده است. نتایج بخش کمی نیز نشان میدهد راهبردهای اجرایی، ارتباط معناداری با پیامدهای توسعه گردشگری دارند. در میان عوامل بررسیشده، شرایط زمینهای منطقه بیشترین نقش را در شکلگیری راهبردها داشته است؛ موضوعی که بر ضرورت طراحی برنامه متناسب با ویژگیهای هر منطقه تأکید میکند.
از پیشنهادهای مطرحشده در این پژوهش، تشکیل کارگروهی مشترک با حضور مسئولان گردشگری، مدیریت محلی، برگزارکنندگان آیین، نمایندگان جامعه محلی و صاحبنظران دانشگاهی است. تدوین برنامه سالانه برای مراحل پیش، حین و پس از برگزاری آیین، مستندسازی روایتها و شیوههای سنتی، بهبود امکانات ضروری مانند دسترسی، بهداشت و ایمنی و آموزش نیروهای محلی برای میزبانی و راهنمایی گردشگران نیز در شمار راهکارهای پیشنهادی قرار دارد.
در این الگو، مردم روستا صرفاً میزبان گردشگران نیستند؛ بلکه باید در تصمیمگیری، اجرای برنامه و نظارت بر آن نقش واقعی داشته باشند و از فرصتهای اقتصادی ایجادشده نیز سهم منصفانهای ببرند. همچنین بخشی از منافع حاصل از رویداد میتواند برای مستندسازی آیین، انتقال دانش بومی به نسل جوان و حفاظت از عناصر فرهنگی آن اختصاص یابد.
نکته مهم این است که توسعه گردشگری نباید به تغییر زمان و مکان برگزاری آیین، دستکاری روایتها یا تبدیل عناصر فرهنگی آن به نمایشی صرف برای گردشگران منجر شود. نورگون پیش از آنکه یک ظرفیت گردشگری باشد، میراث زنده جامعه محلی است و تداوم آن به حفظ معنا و اصالتش وابسته است.
این پژوهش با تمرکز بر نورگون، چارچوبی برای برنامهریزی گردشگری آیینی در مازندران پیشنهاد میکند؛ چارچوبی که میتواند در بررسی و برنامهریزی برای دیگر آیینهای بومی نیز مورد توجه قرار گیرد، هرچند اجرای آن در هر منطقه نیازمند شناخت ویژگیها و شرایط خاص همان آیین و جامعه محلی است.