بانوان؛ سپرِ خاموشِ تاب آوری در پهنه جنگ

در روزگار جنگ، آنگاه که آسمانِ زندگی غبارآلود میشود و اضطراب، در کوچههای شهر و در دل خانهها میدود، بانوان همچون شمعهایی خاموشنشدنی، روشنایی را در تاریکترین لحظهها پاس میدارند. نقش آنان در زمان جنگ، نقشی فراتر از حضور ظاهری و فراتر از تصورات رایج است؛ آنان نهتنها نگهبانان خانه و خانوادهاند، بلکه نگارندگانِ صبورِ امید، آرامش و تداوم حیات اجتماعیاند.
زن در هنگامه بحران، تنها تماشاگر رنج نیست؛ او خود در متن رنج، معنای ایستادگی را بازآفرینی میکند. مادری که با چشمانی نگران اما دلی استوار، فرزندش را به آرامش و مقاومت فرا میخواند، همسری که با مهر و خرد، ستون فروزان خانواده میماند و بانویی که در عرصههای امداد، درمان، آموزش یا پشتیبانی اجتماعی قدم میگذارد، همگی در ساختن سپرِ نامرئیِ جامعه سهیماند. این سپر، از جنس فولاد نیست؛ از جنس عشق، صبر، فداکاری و ایمان است.
بانوان در روزهای جنگ، حافظان حافظه عاطفی جامعهاند. آنان نمیگذارند ترس، همهچیز را در خود ببلعد. با کلامی آرام، دستی گرم، و حضوری پرمعنا، رشتههای گسسته اعتماد و همبستگی را دوباره به هم میدوزند. در واقع، بسیاری از آنچه جامعه را از فروپاشی روحی نجات میدهد، نه فقط قدرت سلاح و ساختار، بلکه توان شگرف زنان در زنده نگه داشتن معنای زندگی است.
از منظر اجتماعی، تابآوری جامعه تنها با سازوکارهای رسمی و نهادی شکل نمیگیرد؛ بلکه در تار و پود روابط انسانی، در خانواده، در آموزش، در همدلی و در مشارکت مدنی نیز ساخته میشود و اینجاست که نقش بانوان برجستهتر میشود. آنان با پرورش نسل مقاوم، با انتقال ارزشهای اخلاقی، با تقویت سرمایه اجتماعی و با ایجاد پیوند میان اعضای جامعه، به تابآوری جان میبخشند. جامعهای که زنانش را به رسمیت بشناسد، در حقیقت نیمی از نیروی بازسازی و پایداری خویش را به شکوفایی رسانده است.
در این میان، نباید از بُعد فرهنگی و معنوی حضور بانوان غافل شد. زنان در زمان جنگ، حاملان روایتهای انسانیاند؛ روایتهایی از صبر، امید، کرامت و مسئولیت. آنان به جامعه میآموزند که حتی در سختترین روزها، میتوان انسان ماند، میتوان دست دیگری را گرفت و میتوان از میان ویرانی، بذر آینده را کاشت. چنین حضوری، نه فقط واکنشی به بحران، بلکه آفرینشی دوباره برای حیات جمعی است.
در نهایت، می توان گفت: بانوان در زمان جنگ، قلب تپنده تابآوری جامعه اند، اگر جامعه را به پیکری زنده تشبیه کنیم، زنان همان خونِ جاریِ حیات بخش اند که گرما، حرکت و امید را در تن، زنده نگه می دارند. آنان با صبر آگاهانه، مهر مسئولانه و حضوری تأثیر گذار، نه تنها، از ویرانی می کاهند، بلکه راهِ بازسازی را نیز هموار می سازند و چه زیباست که تاریخ، هربار در سخت ترین لحظه ها، نام زنان را در کنار واژه هایی چون: ایثار، پایداری و زندگی ثبت می کند…
زهرا حسین نژاد – عضو هیئت علمی دانشگاه علم و فرهنگ